دانلود رمان وارث کینه

دانلود رمان وارث کینه

65000.00 IRT In stock Buy at Merchant

دانلود رمان وارث کینه دو خاندان قدرتمندِ نیم‌روز، سال‌هاست که نامشان کنار هم نمی‌آید؛ ایلخانی و سوداگر… دشمنانی با کینه‌ای به‌قدمت خون. وقتی برای حفظ آتش‌بس، ساشا ایلخانی و نرگس سوداگر مجبور به ازدواج می‌شوند، هر دو با چیزی روبه‌رو می‌شوند که از جنگ هم خطرناک‌تر است: احساساتی که قرار نبود بینشان شکل بگیرد… و رازی که می‌تواند هر دو خاندان را نابود کند.‌ ساشا، مردی یخ‌زده در خشم و نرگس، دختری آرام با دلی زخمی از عشقی که باید فراموشش کند… اکنون باید کنار هم بایستند در حالی‌که گذشته، از پشت سایه‌ها، به سمتشان برمی‌گردد… آغاز قصه‌ای از عشق، انتقام و واقعیتی که وقتی فاش شود، ثابت می‌کند تمام آنچه دربارهٔ گذشته گفته‌اند… اشتباه بوده… ⚠️ توجه هرگونه کپی‌برداری از متن یا جلد کتاب شامل: • زیراکس • بازنویسی • ضبط کامپیوتری • تبدیل به نمایشنامه یا فیلم‌نامه • انتشار در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بدون اجازه کتبی نویسنده و ناشر ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد. 📖 بخشی از رمان دو خاندان قدرتمندِ نیم‌روز، سال‌هاست که نامشان کنار هم نمی‌آید؛ ایلخانی و سوداگر… دشمنانی با کینه‌ای به‌قدمت خون. وقتی برای حفظ آتش‌بس، ساشا ایلخانی و نرگس سوداگر مجبور به ازدواج می‌شوند، هر دو با چیزی روبه‌رو می‌شوند که از جنگ هم خطرناک‌تر است: احساساتی که قرار نبود بینشان شکل بگیرد… و رازی که می‌تواند هر دو خاندان را نابود کند.‌ ساشا، مردی یخ‌زده در خشم و نرگس، دختری آرام با دلی زخمی از عشقی که باید فراموشش کند… اکنون باید کنار هم بایستند در حالی‌که گذشته، از پشت سایه‌ها، به سمتشان برمی‌گردد… آغاز قصه‌ای از عشق، انتقام و واقعیتی که وقتی فاش شود، ثابت می‌کند تمام آنچه دربارهٔ گذشته گفته‌اند… اشتباه بوده… شهر «نیم‌روز» از آن شهرهایی بود که خورشید رویش کمی سنگین‌تر می‌تابید؛ جوری که سایه‌ها بلندتر دیده می‌شدند و سکوت‌ها، عمیق‌تر شنیده می‌شدند. شهری با کوچه‌های قدیمی، کافه‌های کوچک کنار میدان اصلی و آدم‌هایی که عادت کرده بودند حرف‌های مهم را آهسته‌تر بزنند… نه به خاطر ترس، به خاطر تاریخ. نیم‌روز دو قلب داشت؛ دو عمارت عظیم در دو سوی شهر که حتی اگر کسی از تاریخشان چیزی نمی‌دانست، از نگاه مردم می‌فهمید این دو ساختمان فقط “خانه” نیستند؛ دو «مرکز قدرت‌»اند. در عمارت ایلخانی‌ها همیشه نیمه‌باز بود، اما هیچ‌کس بدون دعوت وارد نمی‌شد. ساختمانی سنگی با پنجره‌های بلند، حیاطی پر از درختان کاج و سکوتی که انگار از نسل‌های قبل به ارث رسیده بود. در طرف دیگر، عمارت سوداگران بود؛ روشن‌تر، پرجنب‌وجوش‌تر، با دیوارهای روشن‌تر و حیاطی پر از گل‌های رنگی. اما پشت این رنگ‌ها، نظم و دقتی جریان داشت که همهٔ شهر به آن احترام می‌گذاشت. مردم نیم‌روز با لبخند زندگی می‌کردند، اما «یک قانون نانوشته» داشتند: «اسم ایلخانی و سوداگر… کنار هم نمیاد.» نه در قهوه‌خانه‌ها، نه در بحث‌ها، نه حتی در شوخی‌های گذرا. مردم بلد بودند زود دهانشان را ببندند یا نگاهشان را از روی هم بدزدند، وقتی نام یکی از این دو خاندان وسط می‌آمد. چون دشمنی این دو، نه از جنس سوءتفاهم‌های معمولی شهرها، نه از جنس رقابت تجاری یا سیاسی، بلکه از جنس چیزی بود که ریشه در زمین داشت… در خون، در گذشته‌ای که کسی با صدای بلند درباره‌اش حرف نمی‌زد. مردم همیشه می‌گفتند: «بعضی کینه‌ها رو نسل‌ها به ارث می‌برن.» حالا، در سالی که هوا بیش از همیشه سنگین شده بود، شهر نیم‌روز یک چیز را حس می‌کرد… انگار اتفاقی در راه بود؛ اتفاقی که از پشت دیوارهای بلند دو عمارت به آرامی و بی‌صدا، مثل موج، به شهر نزدیک می‌شد. هیچ‌کس نمی‌دانست این اتفاق چیست. اما همه می‌دانستند: هر چیزی باشد، پای «ایلخانی‌ها» و «سوداگران» وسط است. درست در همین روزها بود که نگاه‌ها آرام آرام به سکوت سنگین عمارت ایلخانی برگشت؛ سکوتی که خبر از جلسه‌ای مهم می‌داد… جلسه‌ای که قرار بود سرنوشت دو خاندان را برای همیشه تغییر بدهد. . 🛒 تهیه نسخه کامل رمان وارث کینه : ✅ پرداخت آنلاین (زرین‌پال)

How AI sees this product

The more complete this product's details, the more confidently AI assistants can understand and recommend it.

61%