دانلود رمان اگر باران ببارد
دانلود رمان اگر باران ببارد در میانهی یک فساد بزرگ مالی، دو جوان به هم دل میبازند؛ بیآنکه بدانند این عشق به قلب همان توطئه گره خورده و باید از دل مرزهای ممنوعه عبور کند این رمان روایت درهمتنیدگی عشق، انتقام و بازیهای بزرگ مالی است. هولدینگ «هما» با پروژهای عظیم به نام «الماس» دکتر ایرج محمودی را وارد معاملهای وسوسهانگیز میکند؛ معاملهای که گذشتههای تاریک و کینههای قدیمی را زنده میکند. در این بازی پرخطر، برخی تاوان میدهند و برخی سود میبرند. در این بین خبر غرقشدن همایون، مردی که نقطه ی سیاه ماجراست، خبر عجیبیست و همه گمان میکنند ماجرا پایان یافته، اما حقیقت پنهان میماند تا سرانجام عشق برگ برندهای رو کند و از دل سیاهی مطلق آسمان بارانی به لطافت بهار ببارد ⚠️ توجه هرگونه کپیبرداری از متن یا جلد کتاب شامل: • زیراکس • بازنویسی • ضبط کامپیوتری • تبدیل به نمایشنامه یا فیلمنامه • انتشار در سایتها و شبکههای اجتماعی بدون اجازه کتبی نویسنده و ناشر ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد. 📖 بخشی از رمان هوای شرجی و دمای چهل درجه خرداد ماه حتی در مجللترین هتل کیش هم نفسگیر و طاقت فرسا بود. ساختمانی عظیم با معماری مدرن و چشم اندازی بی نظیر . سوئیت رویال در طبقه پنجم هتل، برای اقامتِ زن و مردی که میخواستند شب رمانتیکشان را بدون هیچ هیاهو و به دور از چشم هر غریبه و آشنایی به صبح روز بعد کوک بزنند زیادی شیک و لاکچری بود. شهر یکپارچه در آرامش و سکونی وصف ناپذیر آرمیده بود. گونه های برجسته ی فریبا گل انداخته بود و پوست صورتش نرم و لطیف شده بود. هوای شرجی اغلب به پوستش میساخت. پاپوشهای حوله ای را پوشید و با حولهی تنی سفید از حمام بیرون آمد و به سمت پنجره رفت. نگاهی به آسمان آبی انداخت و پنجره را باز کرد. انوار طلایی خورشید، که از لابلای ساختمانها و خیابانهای شهر به دیوار شیشه ای «هتل مرمره» رسیده بود قدرت آفتاب صبحگاهی را دوچندان میکرد. پشت شیشه ی اتاق خواب ایستاد و سیگاری گیراند. کامی عمیق از سیگار گرفت و دود غلیظ خاکستری رنگش را از لای پنجرهی نیمه باز اتاق به آسمان جزیره دمید. 🛒 تهیه نسخه کامل رمان اگر باران ببارد: ✅ پرداخت آنلاین (زرینپال)
How AI sees this product
The more complete this product's details, the more confidently AI assistants can understand and recommend it.